توسعه سلامت در تمام خانه ها
به هنگام مواجهه با هر مشکل بهداشتی و برای حفظ و ارتقای سلامت، 5 منبع اصلی در دسترس اشخاص است که شامل«خود شخص»، «سایر افراد غیر ماهر»، «افراد ماهر بهداشتی»، «شبکه اطلاعات موجود» و «محیط» میباشد. تخمین زده میشود که 65 تا 85 درصد همه مراقبتهای بهداشتی به وسیله خود شخص و خانوادهاش، بدون دخالت متخصصان اعمال میشود. هرمثال خاص از مراقبت بهداشتی، در طیفی که دامنه اش از خودمراقبتی100درصد مثل مسواک زدن منظم روزانه تا مراقبت حرفه ای 100درصد مثل جراحی اعصاب میباشد، قرار می گیرد اما بیشتر مراقبت ها مشارکتی است.
توسعه سلامت در تمام خانه ها
به هنگام مواجهه با هر مشکل بهداشتی و برای حفظ و ارتقای سلامت، 5 منبع اصلی در دسترس اشخاص است که شامل«خود شخص»، «سایر افراد غیر ماهر»، «افراد ماهر بهداشتی»، «شبکه اطلاعات موجود» و «محیط» میباشد. تخمین زده میشود که 65 تا 85 درصد همه مراقبتهای بهداشتی به وسیله خود شخص و خانوادهاش، بدون دخالت متخصصان اعمال میشود. هرمثال خاص از مراقبت بهداشتی، در طیفی که دامنه اش از خودمراقبتی100درصد مثل مسواک زدن منظم روزانه تا مراقبت حرفه ای 100درصد مثل جراحی اعصاب میباشد، قرار می گیرد اما بیشتر مراقبت ها مشارکتی است.
در هرم خودمراقبتی، «خودمراقبتی» در رأس هرم قرارگرفته که نشان دهنده اهمیت آن به عنوان اولین منبع در دسترس افراد هنگام مواجهه با یک مشکل بهداشتی است. «مراقبت توسط خانواده و مراقبت داوطلبانه» یکی دیگر از پایههای هرم و «مراقبتهای تخصصی و سازمانی» نیز پایة دیگر آن میباشند. البته تمامی اضلاع این هرم از محیط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه تاثیر می پذیرند.
امروزه مراقبت بهداشتی به شیوه «عصر صنعت پزشکی» در حال خروج از رده است. در این عصر، مراقبت بهداشتی به صورت هرمی با سه پله پیشگیری اولیه، ثانویه و ثالثیه تقسیم میگردید و پله بزرگ و حیاتی خودمراقبتی در قاعده هرم مذکور نادیده گرفته می شد. اما در «عصر نوین اطلاعات سلامت» ، اشخاص و خانوادهها با اصول خودمراقبتی آشنا میشوند که این تغییر، مدیون «توسعه همگانی ارتباطات برای سلامت» است.
«عصر اطلاعات سلامت» به شکل یک هرم واژگون 6 پله ای قابل ترسیم است که در آن افراد حل مشکلات بهداشتی خود را با استفاده از منابع شخصی شان آغاز میکنند. اگر خودمراقبتی مشکل شان را حل نکرد، در قدم های بعدی خانواده و دوستان، گروههای مراقبت خودیار و شبکههای حمایتی قرار می گیرند و سرانجام، متخصصان هستند که به ترتیب در نقشهای تسهیل گر، همکار و در نهایت منشاء صدور فرامین ظاهر میشوند.
در واقع، «عصر اطلاعات برای سلامت»، حقانیت و اهمیت خودمراقبتی را اثبات میکند.«خودمراقبتی» شامل اعمالی است اکتسابی، آگاهانه و هدفدار که مردم برای خود، فرزندان و خانواده شان انجام میدهند تا تندرست بمانند، از سلامت جسمی، روانی و اجتماعی خود حفاظت کنند، نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی خود را برآورده سازند، از بیماری ها یا حوادث پیشگیری کنند، بیماری های مزمن خود را مدیریت کنند و نیز از سلامت خود بعد از بیماری حاد یا ترخیص از بیمارستان حفاظت کنند.
حیطههای خودمراقبتی شامل ارتقای سلامت، اصلاح سبک زندگی، پیشگیری از بیماری، خود ارزیابی، حفظ سلامت، مشارکت در درمان و توان بخشی است.
خودمراقبتی جایگزین مراقبت های تخصصی و سازمانی نیست بلکه مکمل آن و یکی از عوامل تعیین کننده میزان و نحوه استفاده از آن است. خودمراقبتی بیشتر به معنای تعامل با سیستم مراقبت بهداشتی است تا استقلال از آن.
خودمراقبتی موجب ارتقای سلامت و کیفیت زندگی، افزایش رضایت بیماران، منطقی شدن استفاده از خدمات (نیاز کمتر به مشاوره ارایه دهندگان خدمات در مراکز بهداشتی،کاهش ویزیت بیماران سرپایی و کاهش استفاده از منابع بیمارستانی) و نیز کاهش هزینه های سلامت می شود(در انگلستان: کاهش ویزیت پزشکان عمومی تا 40درصد،کاهش ویزیتهای سرپایی تا 17درصد،کاهش ویزیتهای بعدی بیماریها تا50درصد،کاهش بستری شدن در بیمارستان تا 50درصد،کاهش طول دوره اقامت بیمار در بیمارستان تا 50درصد، کاهش یا تعدیل مصرف داروها و کاهش روزهای غیبت از کار تا50درصد گزارش شده است).
خودمراقبتی، بستگی به «فرهنگ و موقعیت افراد» دارد و «ظرفیت اقدام و انتخاب» آنها را در بر میگیرد. به طورخلاصه باید گفت برای داشتن انتخابی توانمند و آگاهانه، فرد باید:
1- اطلاعات کافی در مورد موضوع داشته باشد(دانش). برای کسب چنین دانشی وی به سواد بهداشتی کافی، اطلاعات مناسب و معتبر و در دسترس و مهارت بهره مندی از منابع سلامت نیاز دارد؛
2- توانایی انجام اقدام مؤثر را در خود ببیند (خود-کارآمدی). حصول این توانایی ناشی از مؤلفههای «کنترل درک شده» و «خودانگاره» است.«کنترل درک شده» به این معنی است که آیا فرد به طورکلی حس میکند که میتواند بر زندگی خود کنترل داشته و در سرنوشت خود سهیم شود یا نه؟ و«خودانگاره» یعنی مجموعه افکار و احساسات فرد درباره خودش؛
3- مهارتهای لازم برای ارزیابی وضعیت سلامت خود، تصمیم گیری و اقدام را کسب نماید. مهمترین این مهارتها عبارتند از مهارت تصمیم گیری و حل مسأله، خود آگاهی، مهارتهای ارتباطی، مهارت اقدام و کار گروهی و همکاری با متخصصان سلامت است؛
4- از حمایتهای محیطی برخوردار شود تا بتواند مجموعه عوامل فوق را به «رفتار سلامت بخش» تبدیل نماید. چنین حمایتی میتواند شامل ایجاد تسهیلات لازم برای کسب دانش، مهارت و انگیزه، تشویق و ترغیب و افزایش گزینههای انتخاب سلامت باشد.
شواهد متقن، نشان از آن دارند که با ترویج خودمراقبتی به عنوان یک رویکرد سلامت متکی بر مردم، می توان پیش بینی صرفه جویی 7 درصدی را در هزینه ها شاهد بود. این صرفه جویی ها، هزینه مراقبت های سطوح پایه و تخصصی و همچنین پذیرش برنامه ریزی شده و بدون برنامه بیماران و پذیرش های سرپایی را کاهش می دهد. در انگلستان، ارزش مالی این صرفه جویی 7درصدی معادل 4.4 میلیارد پوند است. البته شواهد دیگری هم هستند که گرچه خیلی واقع بینانه نیستند اما از ظرفیت صرفه جویی 20 درصدی با اجرای رویکرد سلامت متکی بر مردم، خبر می دهند.
هدف این طرح، افزایش سرعت رشد رویکرد سلامت متکی بر مردم از طریق اتخاذ رویکردهای تازه در باب آموزش سلامت، توانمندسازی مردم، آموزش بیمار، مشاوره، توسعه نیروی های فعال برای سلامت، توسعه مسئولیت پذیری و مشارکت مردمی و همچنین طیف وسیعی از خدمات توانمندسازی مردم برای خودمراقبتی است.
رویکرد سلامت متکی بر مردم، به خدمات بهداشتی و درمانی نگاهی خاص دارد. در این رویکرد:
1- نظام مراقبت بهداشتی، مردم را توانمند ساخته و آنها را بر آن می دارد تا نقاط قوت و توانمندی های خود، خانواده، دوستان و جامعه را شناسایی کرده و داوطلبانه درصدد حمایت و پشتیبانی از یکدیگر برآیند تا در بلندمدت زندگی سالمی داشته باشند.
2- اساس زندگی سالم برحسب ارتباط و نیز مشارکت برابر افراد غیرماهر و متخصصان حوزه سلامت بازتعریف میشود. چنین ارتباطی باید مبتنی بر اعتماد متقابل بوده و جهت گیری آن، با توجه به نیازهای فرد و نه نظام سلامت صورت میگیرد.
3- نظام ارایه خدمات بهداشتی و درمانی، درمان را به گونه ای حول محور بیمار سازمان دهی می کند که مرزهای موجود میان نیروهای تخصصی و داوطلب فعال در عرصه سلامت، بهداشت عمومی و مراقبت های اجتماعی را از میان برده و موانع ارتباطی موجود میان حمایت های رسمی و غیر رسمی از سلامت را نیز، برطرف می سازد.
تحقق چنین چشم اندازی که ریشه در ابداعات بیست سال گذشته در حوزه سلامت و مراقبت های اجتماعی دارد، نیازمند تلاشی فوری برای ادغام در نظام سلامت و ایجاد تعادلی نوین میان ارایه خدمات درمانی به مردم، مدیریت فعال حوزه سلامت به دست مردم و حمایت متقابل مردم است.
این برنامه حامی تحول در سه عنصر حیاتی نظام سلامت فعلی است:
1- تحول در امر توانمندسازی مردم، مشارکت مردمی و آموزش بیمار با گفتگوهای هدفمند و سازنده؛ که به این ترتیب، تخصص پزشکی را با اهداف سلامت متکی بر مردم درهم آمیخته و موجب نوآوری در حوزه سلامت شده و درنتیجه رویکرد سیستم سلامت به مردم و بیماران را تغییر می دهد.
2- مشاوره هایی که ساختاری انعطاف پذیر، مشارکتی و مستمر دارند. چنین مشاوره هایی مشتمل بر مشاوره های گروهی مبتنی بر شرایط فرد و بیمار است.
3- مدیریت فردی، که از مجرای برنامه ریزی آموزش سلامت، آموزش بیمار و تصمیم گیری مشارکتی تحقق می یابد.
4- ارائه خدمات جدید به بیمار مبتنی بر نیازهای بیمار، که علاوه بر تجویز دارو و درمان پزشکی، ساختار و عملکرد شبکه های اجتماعی پشتیبان فرد را متحول می سازد.
5- گروه های پشتیبانی که در آن، بیماران و کاربران سالم خدمات با تجربیات یا اهداف مشترک گرد هم می آیند تا یکدیگر را از پشتیبانی و پیشنهادهای خود بهره مند سازند.
6- ایجاد بسترهایی که تبادل مهارت ها را میان افراد تسهیل می کنند.
7- رهبری، مشاوره و همراهی متخصصان یا نزدیکان بیمار، که در کسب اطلاعات، مهارت ها و ایجاد خودکارآمدی، به افراد و بیماران کمک می کنند. این همکاری ها، کمک های آموزش دهندگان سلامت را هم در بر می گیرد که افراد را برای برگزیدن سبک زندگی سالم، هدایت و پشتیبانی می کنند.
8- ارتباط مشترک بیمار و متخصص، که بر نتایج بلند مدت بهداشتی، بهبود شرایط بیمار و پیشگیری تمرکز مییابد. این ارتباطات، خدمات داوطلبانه و اجتماعی را هم در بر می گیرد.
9- مراقبت و درمان جامعی که در سایه مشارکت، همکاری و همیاری پدید می آید، این اطمینان را به فرد می دهد که متناسب با نیازش، از درمان ها و کمک های داوطلبانه بهره مند شود.
10- پشتیبانی فرد محور که به کاربر خدمات سلامت امکان انتخاب، جلب حمایت، ارائه راه حل های مورد نیاز، انتخاب گزینه ها، کنترل و شخصی سازی مراقبت را می دهد.
11- ارائه خدمات مشارکتی که اساس آن، توجه به نظر بیمار و مشارکت او در طراحی و اجرای خدمات است.
در برنامه سلامت در تمام خانه ها:
1- «خانه» اولین سطح ارایه مراقبت های بهداشتی، «خودمراقبتی» اولین مراقبت و هر «فرد»ی اولین مراقب بهداشتی است. لذا در هر خانه/ خانواده حداقل یک نفر به عنوان «سفیر سلامت خانواده» برای خودمراقبتی از خود/اعضای خانواده توانمندشده و مورد حمایت آموزشی، بهداشتی و درمانی نظام ارایه خدمات بهداشتی درمانی کشور قرار می گیرد.
2- « راهنمای ملی خودمراقبتی خانواده»، به عنوان ابزار برنامه در اختیار تمامی خانواده های تحت پوشش قرار می گیرد. راهنمای مذکور، مجموعه ای خودآموز شامل دانش و مهارت لازم برای خودمراقبتی، ابزارهای خودارزیابی و مدیریت فردی تغییر رفتار برای اصلاح سبک زندگی، مراقبت های ممکن در زمینه بیماری های خفیفف و راهنمای نحوه مراجعه برای دریافت خدمات تخصصی بهداشتی درمانی و مشارکت در فرایند درمان و توانبخشی است.
3- سفیران سلامت در محل های کار، مراکز بهداشتی درمانی، توسط تیم سلامت در مناطق تحت پوشش برنامه پزشک خانواده، در خانه های سلامت کلان شهرها، در مساجد ، ... در مورد راهنمای ملی خودمراقبتی در خانواده آموزش می بینند. اگر اولیای خانواده بی سواد بودند اما فرزند دبیرستانی داشتند، فرزند آنها در دبیرستان تحت آموزش قرار می گیرد تا مطالب مورد نظر را به والدین منتقل نماید. برای خانواده هایی که چنین امکانی ندارند، یک فرد داوطلب از اقوام، همسایگان و یا رابطان سلامت نقش سفیر سلامت خانواده را ایفا می کنند.
4- پورتال راهنمای ملی خودمراقبتی در خانواده راه اندازی شده و تمام برنامه های آموزش سلامت همگانی کشور در رسانه های ارتباط جمعی با هدف توانمندسازی خانواده های ایرانی برای خودمراقبتی- مبتنی بر ابزار مذکور- ساماندهی و ارزیابی خواهد شد.
5- برای ظرفیت سازی در پرسنل بهداشتی کشور در زمینه ترویج خودمراقبتی برای توسعه سلامت در تمام خانه ها، انواع دوره های آموزش ضمن خدمت طراحی و اجرا می شود.
6- سواد سلامت و دانش، نکرش و مهارت بهداشتی خانواده های ایرانی برای خودمراقبتی در ابتدای سال 93 و انتهای سال 96 ارزیابی می شود.
منابع مورد نیاز برای اجرای این برنامه در قالب برنامه ارزشمند دولت تدبیر و امید برای ارتقای عادلانه سلامت و استقرار سامانه جامع خدمات سلامت درکشور تامین و از سال 1393 توسط دفتر آموزش و ارتقای سلامت اجرا می گردد.
نظر دهید